اكبر ترابى شهرضايى
394
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
اسلام است ؛ زيرا ، لازمهى حكومت اسلامى وجود چنين اقتدارى براى ولى فقيه در عصر غيبت است . امّا تحديد ولايت فقيه به امور جزئى غير مهم ناشى از عدم وقوف به عمق مسائل اسلام و جنبههاى سياسى آن است . كوتاه بودن دست روحانيت از حكومت و در زير سلطهى طاغوت واقع شدن بعد از خلافت امير مؤمنان عليه السلام تاكنون ، سبب شده اين مسأله به صورت كافى مورد توجّه و بررسى واقع نشود . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تشكيل حكومت داد ، در آيهى أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ « 1 » ، قسمت أَطِيعُواْ الرَّسُولَ در رابطهى با حكومت است ؛ و گرنه در مسائل شرعى كه اطاعت از رسول نمىكنيم ؛ كسى كه نماز مىخواند ، نمازش اطاعت از پيامبر نيست . پيامبر به عنوان يك مبلّغ مىگويد : أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ « 2 » ، او مىگويد : خدا فرمود : أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ ، خدا گفته امر مولوى است نه ارشادى ؛ لذا ، كسى كه نماز ، روزه ، حجّ ، جهاد و جنبههاى شرعى را رعايت مىكند ، از خدا اطاعت كرده است . از اين رو ، معناى أَطِيعُواْ الرَّسُولَ يعنى از او اطاعت كنيد از آن جهت كه امام و ولىّ مسلمانان و حاكم بر آنان است . حكومت رسول غير از حكومت طاغوت است ؛ پشتوانهى آن دستورات خداوند مىباشد . بنابراين ، بايد نظراتش اجرا شده و جامعهى اسلامى تحت زعامت و رهبرى او قرار گيرد . اگر بخواهيم اسلام پيشرفت كرده و رشد داشته باشد ، بايد تشكيل حكومت داد ؛ و حكومت نيز پشتوانهى قدرت داشته باشد . هر علّتى كه سبب شده بود در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به تشكيل حكومت نياز پيدا كنند ، امروز نيز همان علّت سبب تشكيل حكومت است ؛ امّا لازمهى تشكيل حكومت در عصر غيبت اين نيست كه تعزيرات به اختيار فقيه باشد . اگر چنين است ، بايد امر حدود را نيز به اختيار و صلاحديد او واگذار كنيم . اگر مصلحت ديد ، مىتواند زانى را به جاى صد تازيانه ، زندانى كنند و يا از او جريمهى مالى بگيرند .
--> ( 1 ) . سورهى نساء ، 59 . ( 2 ) . سورهى بقره ، 43 .